روایتی از سرنوشت تلخ اعتماد

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل تماشاخانه ایرانشهر به نقل از باشگاه خبرنگاران، محمد اکبری، طراح و کارگردان نمایش «یک کاست لته/ روی c »  درباره این نمایش گفت: این نمایش، روایتی از آدم‌هایی است که دچار خود سرزنشی شده اند. داستان مادری است که همسرش او و فرزندش را رها کرده و هنگام شستن لباس‌های چرک دیگران گریه می‌کند. دختری که در امتداد اشک‌های مادرش بچگانه روی زمین پا می‌کوبد. علاوه بر این پسری مطرب پیشه در داستان قرار دارد که در شک و دو دلی به سرانجام رساندنِ تصمیم خود است.
کارگردان نمایش «یک کاست لته/ روی c» درباره معنای نام گذاری نمایشش گفت: لته همان کهنه‌ی دستمالی شده و خیلی مستهلک است که در زبان رایج حال کمتر استفاده می‌شود.
وی درباره فرم صحنه بیان کرد: فضای روایت رختشوی خانه‌ای در یکی از حلبی آباد‌های اطراف شهر است که مادر مهجور و دخترش در آن برای شخصی کار می‌کنند. پسر نیز پادو و گماشته همان فرد ثروتمند برای گذراندن امور خرد و روزمره است. سرسپرده‌ای که ماموریت‌های مختلفی از پادویی در حجره وی تا گماشتگی برای دخترش را وفادارانه به انجام رسانده، در شب روایت ما نیز مامور به امری وقیحانه و صد البته خبیثانه است.
اکبری درباره شخصیت‌های نمایش «یک کاست لته/ روی c» اظهار کرد: دختری که در پی شراکت با پسر در سیگار فروشی، علی رغم چالش‌های متظاهرانه از درون دلداده است و گویی چهره پدری که او و مادرش را ترک کرده در این پسر پیدا کرده است. اما دختر بیچاره نمی‌داند پسر در حال اجرای نقشه فرد بالادستی قدرتمند برای بی آبرو کردن دختر است. پسر در طول اثر در چالشی غریب بین دختر و بالادستی آرام آرام جنبه‌های دیگر خویش را به دختر نشان می‌دهد.
وی ادامه داد: قصه در کشمکش‌های پسر و دختر توأم با واگویه‌های درونی مادر در حالی به پایان می‌رسد که دختر با فهم تدریجی نیرنگ بالادستی و بی مهری پسر، بهت زده گذشته مادرش را به یاد می‌آورد و پسر تنیده در تردید مانده است.
اکبری درباره تمرین کردن در شرایط کرونا اظهار کرد: در این بازه زمانی، تمرین کردن در هر شکلی به راحتی دوران قبل از کرونا نیست، اما این محدودیت‌ها برای خودش شیرینی خاصی دارد. روخوانی و تحلیل نمایش با صوت، تمرین بیان و بدن از طریق تماس تصویری اینترنتی و در نهایت تمرین حضوری گروه با حفظ شیوه نامه‌های بهداشتی همراه بود. به نظرم همه اتفاقات دوران کرونا می‌خواست به ما بگوید که «هی بشر بی زور و رنجور، قدر داشته هایت را بدان.


1399/11/8